شير على خان لودى
163
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
بزرگ قادر شود ، و همچنين هر بلندى كه بيند ، نشان رفعت بود ، و فرود آمدن به ضدّ آن . اگر از دريا آب خورد يا بردارد ، از پادشاه مال و منفعت يابد ، و اگر بيند كه جملهء آب دريا بخورد ، سلطنت يا مال فراوان يابد . خود را در كشتى ديدن ، دليل است بر آنكه در معاملات پادشاهى خوض كند يا از آفات نجات يابد . و اگر بيند كه از كشتى به كنار دريا آمد ، بر دشمن ظفر يابد و به غنيمت رسد و از آفات بيرون آيد . و اگر بيند كه در دريا غرق شد ، در حساب و عقاب پادشاه بماند و زحمت بيند . ديدن موج ، رنج و مشقّت باشد . آب صافى ، عيش خوش و عمر دراز ، و آب مكدّر به ضدّ آن . جوى آب اگر بزرگ بيند ، دليل فرماندهى بود و يا از آفت و هول بيرون آيد ، و اگر از آن آب بخورد ، از مال بهره يابد ، و جوى خرد بر اين قياس . حوض و بركه ، زن يا خير و منفعت بود . آب شور ، انديشه بود . آب چاه ، منفعت باشد . و قلعه و حصار ، اهل دنيا را امن بود و اهل دين را زيادت پرهيزكارى . خانه و سراى ، دنيا باشد ، اگر فراخ بيند نيكو بود ، و اگر تنگ و تاريك بيند به ضدّ آن . ايوان ، مرد بلندقدر باشد . برج ، جاى خطر و آفت . غرفه ، زن ديندار . روزن ، ولايت و تجارت . اگر خود را در خانهء بىدر ببيند ، از معاصى توبه كند . و اگر خانه از زر بيند ، خانهاش به آتش بسوزد . و اگر خانه از آهن بيند ، عمر دراز يابد . پل ، مردى بزرگ بود كه به وسيلهء او به مقصود رسد . نقش در خانه كردن ، نشان گفتگو و خصومت بود . اگر بيند كه بر نردبان مىرود ، در كار دين درجهء بزرگ يابد . اگر خود را بر دكّان نشسته بيند ، عزّت و مرتبهء عظيم يابد . طاق ، زن باشد . و مستراح ، خزينه بود . اگر بيند كه در سراى مىرود ، بر خصم غالب شود . در حمّام خوش درآمدن و غسل كردن ، علامت زوال انديشه و غم بود ، و چون حمّام سرد بيند و غسل نكند ، از جهت زنان رنج كشد . آب گرم خوردن ، دليل تب و بيمارى ، و آب سرد خوردن و بدان غسل كردن ، نشان تندرستى و عيش . خود را در كعبه ديدن ، ايمنى بود از جمله آفات . و چون بيند كه به كعبه مىرود ، اگر از عمل معزول بود ، باز به سر عمل رود و در هر انديشه كه باشد ، راحت يابد . و مسجد جامع و ساير مساجد ، مثل كعبه . اگر بيند كه نماز مىخواند و روى به قبله ندارد ، حج نصيب شود ، اگر روى به كعبه دارد ، جمله حاجت 115 به طريق صواب برآيد . اگر خود را در گورستان بيند ، در كارى افتد كه ديگران از وى عبرت گيرند . و چون خود را در تابوت بيند ، اگر از دشمنى مىترسد ، بر وى ظفر يابد . عنوان هشتم ، در باغ و بوستان و درختان و ميوهها و مانند آن - باغ ، دنيا باشد ، و خوبى و خرابى آن به حال بيننده بازگردد . و خود را بر سر درخت ديدن ، نجات از خوف بود . شكوفه ، فرزند يا مال حلال باشد . درخت حنا ، مرد عالم يا منفعت يا زن شريفه بود . و خرما ، علم باشد . اگر بيند كه نى شكر مىخورد ، سخنى گويد كه مردمان را خوش آيد . شكر ، مال حلال و سخن